العلامة المجلسي

416

عين الحيات ( فارسى )

نهم : غيبت جماعتى است كه گناهان را علانيه مرتكب باشند ، و تظاهر به آنها نمايند ، مانند ارباب مناصب جور كه مناصب ايشان فسق است ، و علانيه مرتكب آنها هستند ، پس اگر همان گناه را كه علانيه مىكنند ، و همه كس مىدانند ، و ايشان پروائى هم از گفتن ديگران ندارند بگويند ، البتّه غيبت نيست ، مثل آنكه بگويند فلان شخص حاكم فلان شهر است ، اگر آن شخص بشنود او را خوش مىآيد . و در غيبت مأخوذ است كه او كراهت داشته باشد ، و اگر گناهى را به علانيه كند و از ذكرش آزرده شود ، مثل آنكه كسى در مجامع گناهى را مىكند و اخفا نمىكند ، اما اگر آن گناه را ذكر كنند آزرده مىشود ، اين نيز مشهور آن است كه غيبت نيست ، امّا اگر او را مذمّت كنند ، و عيبهاى ديگرش كه مخفى باشد بيان كنند ، با آنكه متجاهر به بعضى از كباير باشد خلاف است ، و دور نيست كه مذمّتش بر آن گناهانى كه علانيه مىكند توان كردن ، هرچند شرايط نهى از منكر متحقّق نباشد ، امّا گناهان مخفيش را ذكر نكردن اولى و احوط است ، و بر استثناء اين فرد مجملا احاديث بسيار وارد است . چنانچه به سند معتبر از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام منقول است كه : هركه در غيبت كسى او را به چيزى ياد كند كه مردم ندانند غيبت كرده است ، و اگر او را به چيزى ياد كند كه در او نباشد بهتان بر او زده است « 1 » . و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هرگاه فاسق متجاهر به فسق باشد و علانيه گناه كند ، او را حرمت نيست و غيبت او حرام نيست « 2 » .

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 358 ح 6 . ( 2 ) بحار الانوار 75 / 253 ح 32 .